آموزش وردپرس
خانه / آموزش انگلیسی / چند نمونه اصطلاح با کلمه (Hand) در انگلیسی

چند نمونه اصطلاح با کلمه (Hand) در انگلیسی

چند تا اصطلاح با Hand در انگلیسی

Wash hand:

دستت رو بشویی و از جریانی کنار/دست بکشی

مثال:

The manager washed his hands of the whole situation and told us to solve the problem ourselves.

مدیر به طور کلی دست از ماجرا کشید و بهمون گفت که مشکل رو خودمون حل کنیم

get out of hand

خارج از کنترل شدن

My hands are tied

دست و بالم بسته است/ کاری نیمتونم بکنم

مثال:

I’m sorry, there’s nothing I can do. My hands are tied.

متاسفم، کاری نمیتونم بکنم، دست و بالم بسته ست.

know like the back of your hand

مثال:

Mori lived in New York for 20 years – he knows the city like the back of her hand.

موری 20سال در نیویورک زندگی کرده، او شهر رو مثل کف دستش میشناسه

second hand

دست دوم: غیر مستقیم

مثال:

I wasn’t at the party – I only heard about it second hand

من در میهمانی نبودم، فقط غیر مستقیم شنیدم

have a hand in

دستی بر آتش داشتن/ نقشی در ماجرا داشتن

مثال:

He scored a goal, and had a hand in two other goals.

او یک گل زد و در دو گل دیگر نقش داشت

on the one hand… on the other hand

از یک سو…از سوی دیگه

مثال:

🖐On the one hand, my job pays well, but on the other hand, it’s very stressful.

از سویی کار من حقوق خوبی داره، از سویی دیگه خیلی استرس دار است.

درباره ی محمود حاجی میرآقا

با سلام این جانب محمود حاجی میر اقا ، دارای کارشناسی رشته ی علوم تربیتی و آموزگار پایه های ابتدایی و مقیم تبریز هستم. من و همکارانم با همکاری یکدیگر در اداره و مدیریت این وب سایت تلاش خود را میکنیم. امیدوارم مورد پسند شما باشد.

همچنین ببینید

too-enough-project-work-1-728

تفاوت بین Too و Enough

too در این‌جا یعنی «خیلی، بیش از حد، آن قدر» و enough هم به معنی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.